خرید بک لینک
صبح بیدار میشی از خواب گشنته میگی پاشم یه چایی شیرینی بزنم به بدن بلند میشی اب میریزی تو چای ساز دکمشه میزنی میری سراغ یخچال بازش میکنی و دنبال پنیر میگردی یادت میوفته دو ماهی میشه پنیر نخریدی بیخیالش میشی میری سراغ جا نونی بازش میکنی میبینی نو

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:38

نزدیک به دهه دوم زندگی هنوز گیر،بین بودن و نبودن،بین افسانه ها و قصه هایی که از کودکی در گوشم خوانده اند و هویت جعلی ام که چند صباحی است فاش شده و از قِبٓل این امر آنچنان فشاری را تحمل میکنم که مگو و مپرس؛ هست دل عاشقان همچو تنوری به تاب چون به تنور

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:05

آنقدر میکشیم که بالا بیاوریم وقتی که دست خواست کسی،پا بیاوریم پرویز را به جای زلیخا بیاوریم قصاب را برای مداوا بیاوریم . با دوستان نوار بنان گوش میکنیم تریاک میکشیم و فراموش میکنیم . دنیا همین شبی ست که تریاک میکشیم روز برین شبی ست که تریاک میکشیم ای

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:59

بچه بودم بابام همیشه میگفت آدمای راستگو میرن بهشت

هنوزم وقتایی که میبینه میگه

میگه اونی که دلش پاک باشه میره بهشت

هنوزم میگم چشم ولی کی میدونه تهش چی میخواد بشه

من هرکسی رو دیدم گفتم این همون آدم خوبست،ولی وقتی کامل تر شناختمش تا ته وجودم سوخت

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

ای شیر دندانِ آسیابِ پیشینِ بد قلقِ من من برایت بمیرم ولی این حال و روزت را نبینم ای مرد! میدانم خماری اعصاب خوردی هایت را بر لثه ام ،چشم هایم و مغزم روانه میکنی و من نادم از گذشته نا پاکم هستم مرا ببخش که به تو رسیدگی نمیکنم. پ.ن : راننده محترم هرکی

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

با تمام موجودات هستی احساسی به کلفتی غریبی و به نازکی بی میلی دارم


برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

"هوا را از من بگیر،خنده ات را نه" روزگار غریب است غریب تر از خنده دلربایت امید به هیچ کسی نیست! ماورای تمامی خواسته های من از روزگار چشیدن طعم لبخندت با آن رژ مشکی است. بیا با هم برویم به جایی که تمامی لبخند ها ثبت میشود به جایی که میتوان بدون سانسور

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

برخیز و مخور غم جهان گذران* آنکه لگد بر بختش زده است را من مسئول نیستم! او خودش پای کشید و دست زد/برهم ریخت همگانِ این رابطه را. من مسئولیت ندارم لجنِ آبیِ ریخته شده توسط بیگانه امروز را منزه کنم که منزه مخصوص خداست و من حقی بر جسارت و عدم ارادت قلبی

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

این که بگوییم این مکان جای بحث سیاسی نمیباشد و بنده آدم سیاسی ای نیستم کاملا اشتباه است. همه افراد یک جامعه باید مراقب حواشی سیاست باشند و اصطلاحا سیاسی!چون سیاست مرتبط با تمامی افراد جامعه است و رهبر سیاسی یک جامعه بر عموم ملت،اعم از پیر و جوان ، ره

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

فارغ از تمامی واژه ها،جملات و خزعبلات عارفانه/عاشقانه/جاهلانه و ... و بدون ترس از هر جنبنده ای و ناجنبنده ای و با علم اینکه خدا رئیس است و منِ منهوس و ابله مرئوس،اعلام میدارم مارا نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است،نه توقع کمک از هر بیکسی و نه التماس یار

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

این مرد فرومایه تا ابد همین مقدار لجن خواهد ماند تو ببخش همینقدر ساده،بی آلایش و ریا.ملعون صفت به راهش ادامه خواهد داد تو تمام نا تمام من را ببخش و بی مبالاتی ام را نظاره نکن این مرد عوض نخواهد شد،بوی گندش از بین نمیرود تو ببخش تو ببخش ناهمواری ها

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

خوب و خوب

خوب و بد

بد و بد

؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

اینقدر شمال شمال کردم که دارم فراری میشم ازش :دی

احتمال زیاد برای کار به یزد برم

سه ماهی جون بکنیم برای نون شب

کم رنگ میشم ولی بی رنگ نه


برچسب: نویسنده: آبتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی